تبليغاتX
سلام خوش آمديدبه وبلاگ عليرضا جون تقديم به اون که ميدونه خيلي دوسش دارم www.elila.blogfa.com


 

 

 

جکستان & عشقولانه

                                  

هنر پیشه نقش اول سریال جواهری در قصر خانم lee Young ae چندی پیش در یکی از مصاحبه های خود گفت " اگر دوباره فرصت تولد می داشتم ، خواننده می شدم" و سپس شروع به خواندن آواز کرد.

 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 21:54  توسط علیرضا  | 


           http://www.daejanggeum.blogfa.com/    

                                     این شما و یانگوم جون  

            

 


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 21:47  توسط علیرضا  | 


من دیوونه را باش...

من دیوونه را باش که نفهمیدم تو یه دردی

همه مشکلم این بود که حرفام و نفهمیدی

من و باش که نفهمیدم تو بی ذوقی بی احساسی

دروغ این که میگفتی تو هم محو گل یاسی

من دیوونه را باش که شکستم با شکست تو

توی مردابی افتادم با دو دست تو

من دیوو نه را باش برای کی گریه میکردم

تو رو باش نفهمیدی تو دلم گم شده دردم

من دیوونه را باش به پای چشم تو سوختم

ولی با این همه سوختن تو با من بد شدی کم کم

من دیوونه را باش برای عمرت قسم خوردم

باهات موندم باهات ساختم واست سوختم واست مردم

من دیوونه رو باش به حرفای تو خندیدم

فقط یک گل تو رویام بود اونم آخر بارات چیدم

من دیوونه رو باش به خوبی عادت دارم

شکستی قلبم و اما ندیدی رنگ فریادم

من دیوونه را باش سوزوندم روزهامو

خوشی را تو خودم کشتم ندیدم رنگ فردامو

من دیوونه را باش کشیدم ناز چشماتو

خیلی سخته بودن تو خیلی تلخ موندن با تو

من دیوونه را باش خیال کردم تو مجنونی

تو حتی اسم مجنون را نه گفتی نه میدونی

من دیوونه را باش قد دنیا دوست دارم

آره داشتم ولی حالا قد دنیا ازت بیزارم

من دیوونه را باش واست موندم خیلی ساده

آخه این احساس عجیب را خود خدا به من داده

من دیوونه را باش نشستم منتظر رسوا

زدی زیر قولتو کردی گذاشتی باز منو تنها

منو باش نفهمیدم منو باز نمیخواستی

چقدر دیوونه ام راستی چقدر دیوونه ای راستی

منو باش با این شعرم میخواستم مهربون تر شم

زدی تیر را توی ذوقم که باز من پشیمون تر شم

من دیوونه را باش که فکر کردم پیش تو خارم

یادت رفته به من گفتی که من بی سراپا بیکارم

من دیوونه را باش چقدر غصه چقدر ناله

برات گفتم از رازم که بعدها به من نگی لاله

من دیوونه را باش تو فکرم نقشه ها داشتم

که یه عمر با تو بودن را توی ذهنم میکاشتم

من دیوونه را باش باز هم تو را با کسی دیدم

گفتم کی بود باهاش دلم گفت و فهمیدم

من دیوونه را باش که بازهم دل به تو دادم

زدی تیر را توی قلبم خون کردی به فریادم

من دیوونه را باش که به چی دلم خوشه

کدوم خوبی را دیدم که بمونم پیشت برای همیشه

من دیوونه را باش که از جدا شدن ترسیدم

چه شبهایی بود که از خدا درباره تو می پرسیدم

من دیوونه را باش که هرچی گفتی گفتم باشه

تو دل کوچک و صافم گذاشتم احساس دروغت را جاشه

من دیوونه را باش گذشتم از گذشته ها

پشتم و کردم به سمت تو نگاهی کردم به آینده ها

من دیوونه را باش با دودست تو به زمین خوردم

چقدر بدبخت بودم که تا حالا گولت را خوردم

من و باش که با دیدن این همه نیرنگ

به سادگی ولت کردم ای آفتاب پرست چند رنگ.....



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 9:54  توسط علیرضا  | 


                           

 

شب، خورشید رفت.آفتابگردان به دنبال خورشید می گشت در آسمان که ناگهان ستاره ای چشمک زد . آفتابگردان سرش را پایین انداخت .آری...... گلها هیچ وقت خیانت نمی کنند....... 

 

 

قایق شکستنی

حس خوب با تو بودن

                          دیگه با من آشنا نیست

شعر خوبه از تو گفتن

                          دیگه سوغاتی من نیست

من همونم که یه روزی

                          واسه چشمات خونه ساختم

واسه بوسیدن دستات

                          همه زندگیمو باختم

تو رودخونه ی قلبت

                          قایق من رفتنی بود

من از اول می دونستم

                          قایقت شکستنی بود

 

 

افسون عشق

باز هم دنباله دارد

                       با تو بودن بی تو بودن

باز هم دنباله دارد

                       شعر بودن را سرودن

تا به کی باید بمانم

                       شعر حسرت را بخوانم

تا به کی از تو بخوانم

                       بی تو و تنها بمانم

تا به کی عشق تو را با جان و دل از خود بدانم

                       ای همه بود و نبودم

ای همه تار و پودم

                       تا به کی باید به این قلب بلورین دل بدوزم

پس بگو آن حس ویرانی کجاست؟

                       پس بگو آن عشق مستانی کجاست؟

من چرا باید بمانم

                       از تو من اما نخوانم

پس بیا تا در نگاهت

                       عشق را از نو نشانم


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 19:52  توسط علیرضا  | 


یه تهرانی با خواهرش رفته بودن آبادان.اونجا یکی به خواهره متلک میگه... پسر تهرونیه میاد مثلا دعوا کنه-میاد جلو و میگه: تو بدی -توبدی -تو بدی... خواهره هم میاد جلو میگه: کامبیز .. ولش کن ..کشتیش

یك روز پينوكيو ميره سر قبر پدرش و مي گه: عروسكي بودم برات كه تو بهم نفس دادي
سوسکه یه عالمه پهن پیدا می کنه ... میگه: من و این همه خوشبختی محاله

ترکه جوراب خرید به پاش گشاد بود جلوش پنبه گذاشت

يك روز به معتاد ميگن فرق شما با ورزشكارا چيه؟
ميگه:ورزشكارا تكنيكي كار مي كنند اما ما پيك نيكي كار مي كنيم

ترکها واسه اکتشاف میرن قطب جنوب .از یکی می پرسن:آقا اینجا آدم سیاه دارید؟
میگه:آره داریم
میگن:سفید پوست چی اونم دارید؟
میگه:خوب آره داریم
میگن:سیاه سفید چی ندارید؟
میگه اصلا آدم سیاه سفید پیدا نمیشه.
داد میزنن میگن: گضنفر ولش کن اون پنگوئنه

تركه ميميره چون عكسش را نداشتن تا گردن خاكش ميكنن

به تركه ميگن اگر به جاي بنزين تو موتور ماست بريزي چي ميشه؟ تركه ميگه هيچي به جاي بوق ميگه دوغ

يك روز غضنفر ميره در خونه دوستش و هر چي در ميزنه كسي درو باز نميكنه با خودش ميگه فكر كنم در خرابه بهتره زنگ بزنم

يه روز به يه تركه ميگن پنج تا حيوان وحشي نام ببر:ميگه دوتاشير,سه تاپلنگ

يه پير زن اکس میخوره ؛ ازش میپرسن خودتو معرفی کن:
میگه: من ترانه ۱۵ سال دارم

تركي ميگه عجیبه!ميگن چيه عجیبه؟ميگه صد هزار تا تماشاگر و 22تا بازيكنو 3 تا داور!ميگن خوب اين چيش عجيبه؟ميگه گنجشكه همه رو ول كرده ريده رو من.

به ترکه عکس یه دایناسور وحشتناک نشون میدن میگن: شما به این چی میگید
میگه: من گوه میخورم به این چیزی بگم

از ترکه میپرسن چرا صورتت داغون شده ؟میگه :ديروز از يك قهرمان بوكس پرسيدم ساعت چند است؟قهرمان5 مشت به سرم زد و با اين كار به من فهماند كه ساعت5 است!
خوب تو چه كار كردي؟
ایلده خدا را شكر كردم كه ساعت12 نبود

ترکه توی جبهه بوده- یه نارنجک میندازن جلوی پاش میترکه -بعد از ترس می شاشه..! به دوستش میگه: اصغر خون چه رنگیه
اگه زرده من مجروح شدم

تركه ميره امامزاده مي بينه خيلي شلوغه ميگه:بابا پارسال هم همين كارو كرديد ...انقدر شلوغ کردین که حاجتا قاطي شد و من حامله شدم

ترکه خوابش سنگین بود تختش شکست

يه روز ترکه تو مسابقه دو ، دوپينگ ميکنه ، براي اينکه لو نره نفر آخر ميشه

به یکی میگن با حمید جمله بساز
میگه : شما دو تا چقد مثل همید

يه روز يه تهروني نشته بود تو اتوبوس هي مي رفت به در گوش راننده يه چيزهاي مي گفت و راننده عصباني ميشد آخر يه نفر از اون پشت مياد ميگه آقا اين چي در گوشت مي گه راننده مي گه هيچي بابا هي مياد به من ميگه كه اتوبوس چپش كن ما بخنديم

تركه ميره بهشت زهرا _ گل گيرش نمياد كمپوت ميبره.

به ترکه میگن با صداقت جمله بساز
میگه با تلفن حرف می زدم یهو صدا قت شد

يه گربه شب بدنيا مياداسمشوميزارن شو كت

ترکه يه خبر داغ ميشنوه,گوشش ميسوزه.

به تركه ميگن با سي دي جمله بساز. ميگه چوسيدي ميگن نه به سي دي صوتي جمله بساز ميگه گوزيدي...

يه بار به تركه ميگن:با توله سگ جمله بساز.تركه ميگه:
طول سگ × عرض سگ=مساحت سگ!

يه روز غضنفر به دوستش ميگه
ميخواستم ديپلم بگيرم نذاشت
ميخواستم ليسانس بگيرم نذاشت
ميخواستم دكترا بگيرم نذاشت
دوستش ميگه كي.؟
غضنفر ميگه : این كون گشادم .

تركه ميره مجلس ختم موقع برگشتن ميبينه كفشش نيست
ميگه اه يعني من رفتم

مامانه برا بچش لالايي مي خونده يه نيم ساعتي كه مي گذره بچهه ميگه خوب ديگه مامان خفه شو مي خوام بخوابم

يه ترك با حسرت به اسب نگاه ميكردو آه ميكشيد
بهش ميگن چرا اينطوري به اسب نگاه ميكني
ميگه اي كاش من هم تحصيلاتم را ادامه ميداد

يه روز يه ميخي ميره عروسي از بس كه قر ميده ميشه پيچ

يه تركه صد هزار صلوات نذر ميكنه ميره ورزشگاه آزادي ميگه بر محمد و آل محمد صلوات

چهار تا ترك قايم موشك بازي مي كردند حالا بعد از دو سال هنوز دو تاشون پیدا نشدن

يه روز يه جكه پاره ميشه تركا از توش ميريزندبيرون

به غضنفر میگن : با حیدر جمله بساز
میگه: رفتیم خونه عموم حیدر زدیم کسی درو باز نکرد
میگن : منظورمون آقا حیدر بود
میگه: آقا حیدر زدیم ...بازم کسی درو باز نکرد که نکرد

تركه داشته زنشو ميزده. بهش ميگن چرا ميزنيش. ميگه : اگه مي دونستم چرا كه مي كشتمش

به فوضوله ميگن اگه يه روز فوضولي نكني نصفه دنيا رو ميديم به تو فوضوله ميگه: خوب اون نصفه ديگشو ميدين به كي؟

از يكي مي پرسن ميدوني شباهت خورشيد با لر چيه ؟ ميگه نه بهش ميگن هر دوشون از پشت كوه در ميان

يك روز به يك تركه مي گويند براي چه سرت
رو داخل قفس كردي تركه می گه چون خوابم از سرم نپره

يه روز يه هويج با مامانش ميره بيرون وسط راه به ماماش ميگه مامان مامان من اب هويج دارم

یه روز داشتن یه آبادانی و یه رشتی رو اعدام میکردن رشتی مثل بید می لرزید
آبدانیه گفت: چته کوکا ؟مگه بار اولته

چوپان دروغگو ميميره مي ره اون دنيا.ازش ميپرسن تو كي هستي؟ ميگه منم دهقان فداكار!!!!

تركه از كنار ساختمون رد ميشه يه كاغذ ميخوره تو سرش بيهوش ميشه وقتي كاغذرا باز مي كنند ميبينند كه نوشته دو عدد آجر

به ترکه ميگن اگه چشمهای خر مثل چشم گربه برق میزد چی می شد؟
ترکه میگه: اونوقت تبریز می شد لاس وگاس

به تركه ميگن: نظرت راجع به قفل فرمون چيه؟
ميگه عاليه فقط سر پيچها اذيت ميكنه!

يه ترکه از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه منگل

يه روز به يه تركه ميگن تو كه هفتاد ساله تو تهرون زندگي مي كني چرا فارسي بلد نيستي؟
ميگه:مگه من حضرت سليمونم كه زبون هر حيووني رو بفهمم!

یه ترکه لیسانس میگیره میشه لر

تركه ميگه عجب خر تو خريه من سه بار رفتم سربازي هيشكي نفهميد

يه روز يه تركه پسرش مياد خونه بهش ميگه: کره خر كوجابودي؟ پسرش با عصبانيت ميگه: هان مگه كوجا بودم ؟!پدرش با عصبانيت بيشتر ميگه: گلت چردي مگه كجا بودي

ترکه میره کانادا ابی رو میبینه میگه سلام آقا ابی
ابی میگه : سلام هموطن
ترکه کف میکنه... میگه:اووووف کیفیت صدا روبرم

يک اصفهاني براي مهموناش چايي مياره ولي قند نمي ياره ...مي گه به قند بالاي يخچال نگاه کنيد و چاي بوخورين ... بچهه ميره تو بهر قنده اصفهانيه ميزنه پشت کله پسره ها مي گه :من گفتم چاي با قند بوخور نه چاي شيرين

تركه تو صف برنج فروشي بوده برنج تموم ميشه ميگه اشكال نداره تهديگ بده

یه ترکه سیگارش خاموش میشه میذاره زمین هولش میده

يك تركه ميره با كامپيوتر كار مي كنه وقتي كارش تموم ميشه مي فهمه كامپيوتر خاموش بوده


یه ترکه با کلید گوششو پاک می کنه گردنش قفل می شه

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:56  توسط علیرضا  | 


دستاتو بده به من...!!!

دستانت را در دستانم بگذار تا برایت نوید شادی بخش پر ستو ها را به ار مغان بیاورم

 

دستانت را در دستانم بگذارتا بتوانم امید ها در دلت زنده کنم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا شاید بتوانم گوشه ای از تنهایی هایت را پر کنم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا حداقل بتوانم همراهت باشم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا دوباره احساس زیبایی ها را در وجودت زنده کنم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم ارامش را در تو زنده کنم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا کمی از خسته گی هایت بکاهم

 

دستانت را در دستم بگذار تا بتوانم ارامش کودکی ات را به توباز گردانم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا آرزو ها ی قشنگت دوباره به سویت پر واز کنند

 

دستانت را در دستانم بگذار تا بتوانم کوله باری که از درد بر دوشت هست کمی من آن را به

دوش کشم

 

دستانت را در دستانم بگذار تا کمی از دل تنگی هایت بکاهم

 

دستانت را در دستانم بگذار و بدان که فا صله ای که در بین انگشتانت هست برای چیه؟؟!!

 

اینه که یکی اونو برات پر کنه پس به دنبال اون کس باش...

 

به این امید ندارم که همیشه و همیشه تا ابد دستانم را در دستانت قرار دهم

 

ولی بیا تا این چند صباحی که در کنار هم هستیم دستانمان در دست هم قرار گیرد و به آنچه

 که

 

در این سالها در انظار ش بودیم برسیم از این لحظات استفاده کنیم و با هم با شیم و از کنار

 

هم بودن و هم صحبت هم بودنبه آرامش برسیم و حر فای نا گفته را به هم بگوییم

 

نا گهان چه قدر زود دیر می شود...

 

پس بیا تا دیر نشده دست هایمان را در دستان هم قرار دهیم تا دیر نشده...  

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:55  توسط علیرضا  | 


اس ام اس: 
 
روي تخته سنگي نوشته شده بود:اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد.اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم.

زندگي زيباست، نه در رويا. بوسه زيباست، نه براي هوس. پرنده زيباست، نه براي قفس. دوست داشتن زيباست، نه براي لمس كردن، بلكه براي حس كردن.

تركه با احساسات يكي بازي ميكنه سه هيچ ميبازه.

خرج كن ولي اصراف نكن. عاشق شو ولي ديوانگي نكن. اسوده باش ولي بيخيالي نكن. حرف بزن ولي وراجي نكن.دوستت دارم.... ولي پر رو نشو

پدرم مي گفت عاشقي يك شب است و پشيماني هزار شب حالا هزار شب پشيمانم ;كه چرا يك شب عاشق نبودم.

سلامتی تاجی است بر سر انسانهای سالم که فقط افراد بیمار آن را می بینند.

وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند نگذران.

زندگي کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامي ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتي اگر نباشيم.

شنا بلد نیستی؟؟؟ دلتو به دریا نزن.

در شرایط دشوار زندگی مرد بزرگ به خود سخت میگیرد و مرد کوچک به دیگران.

هيتلر در آخرين سخنراني خود گفت: «آختن دوشتن آرمي كيكتن كوختن چفتن اس‌ام‌اس‌دن ريپيد اشنايدر» يعني: ... ارتش آلمان تو کون اوني كه اس‌ام‌اس تكراري میفرسته

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم
يا من برسم به يار و يا يار به من
يا هردو بميريم و به پايان برسيم

عشق رو اد كن . غم رو دليت كن . دروغ رو هك كن . از معرفت كپي بگير . برام اف بذار . و اين اس ام اس رو واسه عزيزترينت سند كن

قامتت چون سرو، چشمانت چون آهو، گيسوانت چون آبشاران، ابروانت چون كمند.... خلاصه هيچ چيزت به آدميزاد نرفته

باید در زندگی همچون دریا بود تا اگر با سنگهای سخت برخورد کردیم ، سنگها در عمق ما محو شوند نه ما در عمق سنگها !

اولين زن ايراني هم به فضا رفت
به اميد روزي كه اخرين زن ايراني هم به فضا برود

سلام ... من از اداره برق مزاحمتون مي شم ... شما شاکي خصوصي دارين !!!! اخه برق چشماتون يه نفر رو کشته

من يه ليوان چاي داغ رو به تو ترجيح مي دم .... چون چاي فقط زبونم رو مي سوزونه . ولي تو دلمو

خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

قلبمو هديه مي دم بهت . مواظبش باش . نه به خاطر اينکه قلبمه به خاطر اينکه تو توشي

دو تا ادم برفي در دو طرف رودخانه اي با ديدن هم عاشق هم مي شن . اونا از عشق هم اب شدن تا شايد تو اب رودخانه بهم برسن

اگه چشمات پرسيد بگو نديدمش... اگه گوش هات پرسيد بگو نشنيدمش... اگه دستت لرزيد بگو مال سرماست... اما اگه دلت لرزيد به خودت دروغ نگو
دوستش داري!

بيا مثل دوتا كبوتر پر بكشيم بريم روي بلندترين درخت لونه كنيم... بعد تو تخم بذار, منم ميرم گوجه بخرم املت بخوريم

لاستیک دلم رو با میخ نگاهت پنچر نکن ....جوادترین اس ام اس 2007

مردها دو آرزوی بزرگ دارند.اول داشتن خانه دوم داشتن ماشین برای فرار از خانه

ميدونی ضايع ترين موقعيتی که ميشه توش گير کرد چيه؟ ضايع ترين موقعيت ممکن اينه که تو مستراح باشی، برات پيام بياد، تند تند داری خودتو مرتّب ميکنی که بيای بيرون، يه نامردی از پشت در بگه "داداش! جوابشو بيا بيرون بنويس!"

با تولد دومين گوسفند شبيه سازي نميتوننم بگم دنيا ديگه مثل تو نداره .....

اگه دو تا هزار پا همديگه رو محكم بغل كنن ميدونيدچي ميشن ؟؟؟؟؟ ميشن زيپ

تو را به اندازه تمام انگشتان دستم دوست دارم
ارادتمند شما مار

شباهت لر وپارك مي دونيد چيه ؟
هر دو تاب دارند.

يه روز يه تركه ميره بانك ميگه اقا كل موجودي منو بديد ميگيره پولهارو ميشماره ميگه درسته بذار سر جاش

يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، آنهم شكست و دورنگي اش پيدا شد

روي تمام گلبرگها نوشتم دوست دارم اما تو مثل بز همه ي آنها را خوردي.

شنيدي خوردن قند حروم اعلامِ شده و بايد خرما بخوريم؟
نه چرا؟
چون هم انرژي داره هم هسته



مطمئن باش که مهرت نرود از دل من مگر آن روزی که با خاک شود منزل من

در بیابان عشقت مارمولکی دمش را برایم تکان داد -در لبخند عشقت قورباغه ای گازم گرفت

گفتی تا آخر دنیا باهاتم حالا میفهمم که چرا همش میگفتی دنیا دو روزه

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

مجموعه نوشته های پشت تریلی های جاده.......۱.به حرمت اشک مادرم توبه کردم---۲.دانی که چرا راز جهان با تو نگفتم/طوطی صفتی طاقت اسرار نداری--۳.بوق نزن شاگردم خوابه--۴.بی تو هرگز ....با تو ؟؟؟عمرا--۵.از عشق تو لیلی.....رفتم زیر تریلی(واسه گریسکاری)---۶.اگه میتونی این تابلو رو بخونی یعنی فاصلت کمه فاصله رو رعایت کن---۷.دنبالم نیا اسیرم می شی---۸.گشتم نبود....نگرد نیست---۹.سرپایینی برنده سربالایی شرمنده

محبت گرشود پيدا به هر قيمت خريدارم به يک لبخند زيبا مي فروشم زندگاني را

این سیب؛
بهترین سیب؛
شکل سیب؛
سر سیب؛
کار سیب؛
گذاشتن سیب؛
یه سیب؛
بچه سیب؛
دوست داشتنیه سیب...!
(( حالا سیب رو حذف کن دوباره بخون ))

ديشب جمال رويت در ماه ديده بيدم ........گويا فضا نوردان در ماه ريده بيدن

دوستت داشتم... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن رفتم تا بزرگ شوم ... اما انقدر بزرک شدم که يادم رفت دوستت دارم.

عاشق عاشقي باش و دوست داشتن را دوست بدار، از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش ... چنين گفت زرتشت.

گه يه روز کسي بهت گفت دوست دارم سعي نکن بهش بگي دوستش داري اگه گفت عاشقتم سعي نکن
عاشقش بشي اگه گفت همه ي زندگيش تويي سعي نکن همه ي زندگيش باشي ِ چون يه روز مياد و بهت ميگه ازت مُتنفرم اونوقت تو نمي توني سعي کني ازش متنفر بشي.

دنبال نگاهها نرو چون مي تونن گولت بزنن. دنبال دارايي نرو چون كه افول مي كنه . دنبال كسي باش كه باعث بشه لبخند بزني چون با لبخند مي شه يه روز تيره رو روشن كرد.

گر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ی.

دوست داشتن کساني که دوستمان مي‌دارند کار بزرگي نيست، مهم آن است آنهايي را که ما را دوست ندارند، دوست بداريم

خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد.

فقط کسي معني دل تنگي را درک مي کند که طعم وابستگي را چشيده باشد پس هيچوقت به کسي وابسته نشو که سر انجام آن وابستگي دلتنگيست

خيلي ها مترسك رو دوست ندارند چون پرنده ها رو مي ترسونه ولي من دوسش دارم چون تنهايي رو درك مي كنه

هیچوقت کسی رو که دوست داری به خاطر غرورت از دست نده همیشه سعی کن غرورت رو به خاطر کسی که دوست داری از دست بدی

چقدر سخت است گل آرزوهايت را در باغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي گل من باغچه ي نو مبارك

من غروب عشق خود را در نگاهت ديده ام. من بناي ارزو ها را زهم پاشيده ام. آنچه بايد من بفهمم اين زمان فهميده ام. در دل خود من به عشق پوچ تو خنديده ام.

من حاضرم خودمو اونقدر کوچک کنم که توي قلب شما جا بشم

اگر دورم ز ديدارت دليل بي وفايي نيست، وفا آنست که نامت را هميشه روي لب دارم

من همونم كه هميشه غم و غصه ام بيشماره اوني كه تنهاترينه حتي سايه هم نداره

مادرم مي گفت عاشقي يك بار است و پشيماني هزار شب / من هزار شب پشيمان شدم كه چرا يك شب عاشق نبودم. !!!!

ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟ وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو رويا بري چشمت رو مي بندي؟ چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند!

ايشاالله با هم ميرم بهشت تو بخاطر اينكه روي زمين يه فرشته بودي و من بخاطر اينكه با يه فرشته روي زمين دوست بودم

تو خود معچزه هستي بدجوري به دل نشستي

گفتي: " دور مرا خط بکش؟" کشيدم...حالا تو در محاصره ي مني

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:53  توسط علیرضا  | 


پسرا و دخترا چگونه تخم مرغ درست  میکنن ؟؟؟

دخترها

توی ماهيتابه روغن ميريزن
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نيمروی آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها

توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رو استشمام ميكنن و ميدون توی آشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:50  توسط علیرضا  | 


تركه ميره صدا و سيما تِست دوبلوري بده، خلاصه ميشينه اون پشت و مسئول اونجا ميگه شروع كن. تركه ميگه:
پدر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
مادر هانا: هانا بيا شامتو بخور.
برادر هانا: هانا بيا شامتو بخور!
جناب مسوول شاكي ميشه، ميگه: برو بيرون آقا وقت مارو نگير! تركه ميگه: آخه چرا!؟ يارو ميگه: مرتيكة ابله، هانا اصلاٌ پدر مادر نداره! تركه ميگه: آقا تورو جون بچه‌هات يك فرصت ديگه به من بده. خلاصه اونقدر ماس مالي ميكنه تا طرف راضي ميشه. باز تركه ميره پشت دستگاه، ميگه:
خانوادة دكتر ارنست...
دكتر ارنست: هانا بيا شامتو بخور!!!   

 

به غضنفر می گن: با " ارتش کوفه " جمله بساز
می گه : عرط شکوفه داری...مثل گل بهاری

يه بارهواپيما داشته سقوط ميکرده می گن وسايل زيادی رو بندازيد پايين .همه رو ميندازن  ولی فايده نداره. ميرن رو مخ لره کار ميکنن مگن تو بيا بپر پايين جون ما رو نجات بده تا يه راست بری تو بهشت .فقط وقتی خواستی بپری بگو (پرنده پرید) تا نخوری زمین. آقا لره ميپره ...ولی بازم هواپيما چپ و چس ميرفته... ميبينن لره داره ميزنه به پنجره ميگه: اون اسمه چی بود؟ کی بود؟؟ پرنده پرید؟ پر پرنده شد؟ چی شد؟!

به زیدان میگن شنیدیم بازیکن ایتالیا بهت گفته علی دایی !!!
زیدان میگه : نه بابا اگه گفته بود که میکشتمش

عربه بچش تو اتوبوس به دنیا میاد اسمشو میذاره عبدالواحد

یک روز یک الاغه عرعر میکرده به یه آمریکایی میگن برو ترجمه کن ببینیم چی میگه. یارو میره نزدیک کمی گوش میکنه بعد بر میگرده میگه:
I cannot understand. He is mixing TURKISH from behind

مادر : پسرم ، من دارم مي رم خريد يه وقت به كبريت دست نزني ها
پسر : نه مامان جون من خودم فندك دارم

از یه تركه مي پرسند چرا پرنده ها زمستان از شمال به جنوب پرواز مي کنن ؟ ميگه : آخه من امتحان كردم..... پياده خيلي راهه

تركه دلش میگیره- محلول لوله بازکن میخوره.

يه روز ترکه ميره دندونپزشكي و به دكتره ميگه: آقاي دكتر!من اين دندونم درد ميكنه.دندونپزشكه هم يه كم نگاه ميكنه و بعد دندونه رو ميكشه. بعد  ترکه ميزنه زير خنده و ميگه: گولت زدم!، خرت كردم؛!! اون يكي دندونم بود
 
یک روز یک مار روسری سرش میکن.بهش میگن واسه چی ؟ اخه من کبری ام

به تركه ميگن: با «زنبور و خر و گاو» جمله بساز،‌ ميگه: زنبور خره، گاو منه
به تركه ميگن با (قباد) جمله بساز.يارو ميگه:بزن بزيم به سزعت برق و باد

بچه تهراني:مامان نهار چي داريم؟ مادر با عصبانيت:زهر مار بچه:اخ جون از شر املت راحت شديم

از یک ترکه میپرسن "شما مغز خر خوردید؟"
ترکه میگه" نه ولی یکبار خر مغز منو خورد بهش دکترای افتخاری ادبیات ترکی دادند."

تركه مربی فوتبال میشه شماره ۱۰ رو میاره بیرون ...دوتا پنج میفرسته تو زمین !!!

در یک مهمانی یه رشتی گفت: من صدای خیلی بدی دارم، صدایم مثل عرعر الاغ است.چکار کنم که صدایم خوب شود؟
یه تهرانی که در مهمانی بود، گفت: این که کاری ندارد، شما هر روز یک تخم مرغ خام سربکشید، صدای تان بسیار خوب می شود.
ترکه هم که در مهمانی بود، گفت: اگر اینطور بود باید کون مرغ صدای بلبل می داد.

تركه قهرمان شنا ميشه.ازش ميپرسن شما از كجا شروع كردين؟ ميگه والا ما ...از زمينهاي خاكي .

ترکه از خواب پا میشه میزنه پس کله خودش به خودش می گه: چطوری حیوون ؟!!.

ترکه به مطب دکتر مراجعه کرد و از او دوای اسهال خواست دکتر هم برایش داروی مسهل نوشت و ضمنا به او گفت: این مسهل را بخور و ببین شکمت چند دست کار می کند و بعدا بیا به من بگو. فردا ترکه پیش دکتر آمد. دکتر پرسید: شکمت چند دست کار کرد؟ ترک خر گفت: دو دست پر با یک نیم دست

از رشتيه مي‌پرسن: پارسال روز زن چه كادويي به زنت دادي؟ ميگه: بردمش كيش. ميگن: اي ول بابا، دمت گرم، خوب حالا امسال چيكار مي‌كني؟ ميگه: ميرم ميارمش

به ترکه خبر ميدن: بابا شدي! ميگه: پس به زنم نگيد ميخوام سورپرايزش كنم

خبرنگاره ميره جبهه جنگ گزارش تهيه كنه، يك تركه رو گير مياره ازش ميپرسه: برادر شما اينجا چيكار ميكنين؟ تركه ميگه: زرشك پاك ميكنيم! خبرنگار می‌پرسه: پس تو كار آشپزخونه‌ايد؟ تركه ميگه: نه بابا! اينجا يك تابلوهايی زدن روش نوشتن: كربلا ما داريم مياييم، زير اين تابلوها ملت می‌نويسن زرشك! ما اونها رو پاك ميكنيم!! خبرنگار ميگه:كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقيمه! دوباره ميپرسه: شما اينجا امداد غيبی هم دارين؟! تركه ميگه: بله، هر از چند وقتی يك توپی، خمپاره‌ای مياد ميافته توی سنگر، هفت هشت نفر غيب ميشن!

ترکه یه دو زاری سیاه پیدا می کنه با میندازه تو تلفن عمومی میگه: الو آفریقا

تركه و دوستانش سوار آسانسوری شدند و چون بلد نبودند آن را به كار بياندازند همانطور ساكت در آسانسور ايستادند.
بعد از مدتی  مردی وارد شد و بلافاصله دكمه ای رو زد و آسانسور شروع به بالارفتن كرد، يكهو تركه فرياد زد:  برای سلامتی آقای راننده، صلوات بلند ...!!

به عربه مگن خیلی خری میگه :ولک آقامو ندیدی

ترکه ميره تیمارستان ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكی‌يكی تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن.ترکه كنجكاو می‌شه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچی نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچی نميبينه،‌ از يكی ميپرسه: شما چی رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چی نگاه ميكنم هيچی نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچی نميبينيم، تو ميخوای با دو بار نگاه كردن چيزی ببينی؟!

يه روز مدير مهدكودك به يكي از بچه ها ميگه:تو مامان داري؟ميگه نه ! ميگه بابا داري؟ ميگه نه! مرده ميگه پس چي داري؟ ميگه جيش دارم؟!

یه ترکه میفته تو چاه میگه:خدارو شکر که تهش سوراخ نبود

به غضنفر ميگن: با «شمشير» جمله بساز، ميگه: فدات شم شير مي‌خوري؟
به غضنفر ميگن: با «بنزين» جمله بساز. ميگه: خوش به حال شما كه سوار بنزين
به غضنفر ميگن: با «تلاش» جمله بساز،‌ ميگه: مادرم رفت بازار طلاشو فروخت
به غضنفر ميگن: با «جام جم» جمله بساز. ميگه: صبح كه از خواب پاميشم جامو جم مي‌كنم
به غضنفر ميگن: با «حميد و فريد» جمله بساز. ميگه: شما با هميد؟ چند نفريد؟
به غضنفر ميگن: با «رادار» جمله بساز ميگه: از اينجا به خونه ما راداره
به غضنفرميگن: با «.قيمت» يك جمله بساز، گفت: مامان بدو تو آشپزخونه كه خورشت قيمت سوخت

تمساحه ميره گدايي،‌ ميگه:‌ به من بدبخت مارمولك كمك كنيد

 تركه ميره جبهه بهش ميگن: ببين اين نارنجك رو وقتی ميخوای پرت كنی بايد ضامنش رو بكشی، بعدتا ده بشماری و پرتش كنی. تركه نارنجك رو با دست راستش ميگيره ضامنش رو ميكشه، شروع ميكنه با انگشتای دست چپش شمردن: بير، ايكی، اوچ، دورت، بيش،‌ انگشتای دست چپش تموم ميشه نارنجك رو ميذاره لای پاش با انگشتهای دست راستش می‌شمره: آلتی، يدی، سكيز، دوگوز.....بوووووووم!

تركه به رفيقش مي گه: من يه تمساح پيدا كردم چيكارش كنم؟ ميگه ببرش باغ وحش. فردا رفقيش مي گه برديش؟ مي گه : آره . تازه امشب هم مي خوام ببرمش سينما

ترکه میخواسته مگس بگیره میره پشت دیوار صدای گه در میاره

هر زمان که احساس تنهایی کردی دستهایت را باز کن، سرت را بالا بگیر، یک نفس عمیق بکش، چشمهایت را باز کن و رو به آسمان نگاه کن و ببین: از اون بالا کفتر می‌آید - یک دانه دختر می‌آید !!!

به ترکه گفتن به شما تا حالا آقا گفتن؟ گفت :آره یه سری تو مستراح بودم یکی میگفت ان آقا زود باش ان آقا زود باش

تركه كبابي داشته....ميره تو كار ساختمان سازي....ولي هر چي ميساخته بعد از يه مدتي خراب مي شده....... ميرن از كارش بازديد ميكنن.... ميبينن وقتي ديوار خشك مي شده تير آهناشو  مي كشيده بيرون...

یکروز یه چسه با یک گوزه میرن دزدی چسه به گوزه میگه تو بیدارش کن من هم خفه اش میکنم

تركه میره آمپول بزنه میره. به پرستاره میگه خانم من اومدم آمپول بزنم. پرستاره نگاه میكنه مي بينه آمپولش پني سيلينه. میگه آقاشما آخرین بار كی پنیسیلین زدین ؟ تركه میگه دیروز. پرستاره میگه خیلی خب آمپول رو میزنه و يكهو تركه غش میكنه حالش بد میشه و ....!!! بعد از اینكه حالش رو جا میارن پرستاره با عصبانیت میگه مرتیكه خر مگه نگفتی دیروز پنی سیلین زدی تركه میگه : آره ولی دیروز هم همینجوری شد

تركه كلاس رقص باز ميكنه بعد از يه مدتي ور شكسته ميشه ميرن تحقيق ميكنن ميبينن وسط كلاس رقص جو ميگرفتتش شا باش ميداده

یه روز یه اصفهانی و یه تهرانی و یه آبادانی یهقابلمه پر از غذا  پیدا می کنند و با هم شرط می بندند که هر کی شب بهترین خواب را ببیند غذا رو اون بخوره. شب میخوابند و صبح بیدار می شوند تهرانی میگه: من دیشب خواب دیدم ملکه انگلستان شده ام !آبادانی می گه من خواب دیدم  آبادان پایتخت جهان شده!! اصفانی گدا میگه: برای هم خالی نبندید من دیشب که شما خواب بودید غذا ها رو خوردم   

يه بچه ژاپني از مامانش ميپرسه مامان من چه جوري به دنيا اومدم؟ مامانش جواب ميده از اينترنت دانلودت كردم

برای ازدواج: زن باید نجیب باشه مثله اسب...! چشاش قشنگ باشه مثل آهو...! زیبا و با وقار باشه مثل طاووس...! ولی مرد ها فقط خر باشن کافیه

تركه رفته بوده شب شعر . بهش ميگن خب يالا يه شعر بخون. ميگه:  ميازار موری که دانه کش است که جان دارد و .. جانم به قربانت ولی حالا چرا .. عاقل کند کاری که باز .. آيد به کنعان غم مخور کلبه‌ی احزان شود روزی .. ز سر سنگ عقابی به هوا !!!! خواستن توانستن است...

شباهت شورت با لر چیه ؟ اینکه با هر کدوم 5دقیقه راه بری آبروت میره

به تركه ميگن مردم از چه راهي ميتوانند به آزادي برسند
 ميگه:در زندگی راههای زیادی برای رسیدن به آزادی وجود داره و فقط باید قیمتش پرداخت بشه مثلا
از رسالت به آزادی ۵۰۰ تومان . از شوش به آزادی ۹۰۰ تومان و ....

به تركه ميگن تو نمي خواي آدم بشي؟ ميگه من از اين قرتي بازيا خوشم نمي ياد

تهرانيه داشت دنبال جای پارک  واسه ماشینش می گشت اما پیدا نمی کرد ! در همون حال گشتن به خدا میگه : خدایا اگه یه جای پارک برام پیدا کنی من نماز می خونم ٬ روزه میگیرم...که یه دفعه یه جای پارک میبینه...به خدا میگه خدا جون نمی خواد خودم پیدا کردم !!!

یه روز یه بسیجی عاشق میشه یه مسجد میکشه وسطتش یه تیر.....

دوتا عرب تصميم ميگيرن فارسي صحبت كنن اولي ميگه پاشو دومي نميپاشم اولي جواب ميده خاک بر سرت ! همین چیزا رو میگی که برامون جک میسازن!نگو نميپاشم بگو پاشيده نمي شوم

آژانس و تاکسي تلفني "نکبت" (با مجوز رسمي از مؤسسه نکبت) با کادري شوت و خودروهاي از رده خارج آماده ي راه رفتن روي اعصاب شما مشتريان عزيز است!!! --با مديريت نکبت زاده --هم الکلي و هم معتاده --رانندگان: هوشنگ و مهرتاش-برادران اراذل و اوباش ! تخفيف ويژه و تسهيلات - براي معتادين و الوات! تلفن (') : سيصدو سي و چار - کوفت و زهرمار!

جوايز بانک بسيجيان: 1000 فروند تانک ذوالفقار،بليط سفره پياده به مرقد آقا به 5000نفر،99 تسبيح 99 دانه به 100نفر،100 عدد جانماز به 99 نفر. 200 متر چفيه به 400نفر و هزاران جايزه ديگر، هر 5 ميلي متر ريش در هر روز يک امتياز.

یه ترکه میرسه میخورنش

ترکه يه بسته پول داشته ميخواسته يه جا قايمش كنه خلاصه ميره جلوي ديوار استادیوم آزادی كه يه شكافي روش داشته و پولشا ميزاره اونجا و براي اينكه كسي نياد پولشا برداره يه

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 11:36  توسط علیرضا  | 


دوستت دارم  المیرا


+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 20:29  توسط علیرضا  | 


در خواب ناز بودم شبي ... ديدم کسي در مي زند ... در را گشودم روي او ... ديدم غم است در ميزند ... اي دوستان بي وفا ... از غم بياموزيد وفا ... غم با آن همه بيگانگي ... هر شب به من سر مي زند

کاش در دنيا 3 چيز نبود. 1.عشق 2.غرور 3.دروغ... آن وقت انسان مجبور نبود به خاطر عشق از روي غرور ، دروغ بگه

يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي ميكرد .اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود.دختره هميشه مي گفت اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده. وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره. بهش گفت من ديگه تو رو نمي خوام برو. پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشماي من باش

من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم


اگر اولش به فکر آخرش نباشي آخرش به فکر اولش مي افتي

چندتافحش تركي
پاتو از رو بوق بردار
از جلو چشمام خفه شو
كسي با تو زر نزد
كثافت مرض

يك روزدوتا گوز يك چس را مي برند گفتار درما ني
آغاز کسي باش که پايان تو باشد

مي خوامت نه به خاطر رفاقتت... نه به خاطرصداقتت... نه واسه شرافتت... ظرافتت... رشادتت... حسادتت... مي خوامت فقط به خاطر خود کثافتت

کاش مي دانستي انتظار ديدنت چه مجازاتي است ... شايد ديگر چشم براهم نمي گذاشتي

ميگي عاشق باروني، ولي وقتي بارون مياد چتر ميگيري بالاي سرت... ميگي عاشق برفي ولي طاقت يه گوله برف رو نداري... ميگي پرنده ها رو دوست داري ولي ميندازيشون تو قفس... ميگي عاشق گلهايي ولي خيلي راحت از شاخه جداشون ميکني... انتظار داري نترسم وقتي ميگي عاشق مني

دخترک هميشه ميگفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم. پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد... اسب سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد... پسرک رفته بود. براي هميشه

عجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه تا فرياد نکشي کسي به طرفت بر نمي گرده تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه

آدم ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... و من جدي جدي عاشق ميشم

نگو بار گران بوديمو رفتيم. نگو نامهربون بوديمو رفتيم. آخه اينها دليل محکمي نيست. بگو با ديگران بوديم و رفتيم

براي هزارمين بار پرسيد: تاحالا شده من دلت رو بشکنم؟ منم براي هزارمين بار به دروغ گوفتم: نه. هيچ وقت... تا مبدا دلش بشکنه

زندگي مثل پيانو است ، دكمه هاي سياه براي غم ها و دكمه هاي سفيد براي شادي ها . اما زماني ميتوان آهنگ زيبايي نواخت كه دكمه هاي سفيد و سياه را با هم فشار دهي

خداوند به سه طريق به دعاها جواب مي دهد: او مي گويد آري و آنچه مي خواهي به تو مي دهد. او ميگويد نه و چيز بهتري به تو مي دهد. او مي گويد صبر كن و بهترين را به تو مي دهد

به همه لبخند بزن اما با 1 نفر بخند همه را دوست داشته باش اما به 1 نفر عشق بورز تو قلب همه باش اما قلبت مال 1 نفر باشه

كاش مي شد اشك را تهديد كرد ِ مدت لبخند را تمديد كرد ِ كاش مي شد از ميان لحظه ها ؛ لحظه ديدار را نزديك كرد

عشق چيست؟ چون به دريا رسيدند گفت : طوفاني شدن ابر جوابشان داد : باريدن تا از درخت پرسيدند گفت : خشکيدن زماني که کوه را ديدند گفت : آتشفشان گشتن آتش گفت: خاکستر شدن و انسان گفت : عشق يعني طوفاني شدن وباريدن سپس خشکيدن وسوختن ودرنهايت خاکستر شدن

قلب من در دست تو خاطراتم در صف ترديد يك اندوه توست آسمان مهتابي و صبح در كمين من پي رد نگاهي در سكوت ! شب به شوق خواب تو ، تنها گذشت عاجزم ، مي دانم امّا لايقم تنها براي عشق تو اين من و اين آشنايي سهم توست

ترکه مي ره خونه خدا مي زنه زير گريه مي گه: خدايا چرا مردي؟ حقش نبود تو بميري يه لره مي رسه بهش مي گه: مرد حسابي مگه ترکي خدا که نمي ميره خدا شهيد مي شه

تركه ميپرسن شما تهراني هستين؟ ميگه: نه چشماتون قشنگ ميبينه

يه بچه توي قزوين گم ميشه پليس اعلام ميكنه كه هركي اين بچه را پيدا كرده امشب را كه هيچ ولي فردا شب بياد تحويلش بده تا ما پس فردا اون را به خونواده اش تحويل بديم

اگه يه وقتي تو کوچه پس کوچه هاي قلبم کم شدي از کسي آدرس نپرس چون جز تو کسي اونجا نيست

آبي تر از آنيم كه بي رنگ بميريم شيشه نبوديم كه با سنگ بميريم تقصير كسي نيست كه اينگونه غريبيم شايد كه خدا خواست كه دلتنگ بميريم

آيينه پرسيد که چرا دير کرده است نکند دل ديگري او را سير کرده است خنديدم و گفتم او فقط اسير من است تنها دقايقي چند تأخير کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شايد موعد قرار تغيير کرده است. خنديد به سادگيم آيينه و گفت احساس پاک تو را زنجير کرده است گفتم از عشق من چنين سخن مگوي گفت خوابي سال‌ها دير کرده است در آيينه به خود نگاه مي‌کنم ، راست گفت آيينه که منتظر نباش او براي هميشه دير کرده است. .

 

  ترکه به يه دختر ميگه اسمت چيه؟ دختره بهش ميگه "شراره" ولي بچه ها صدام ميکنن شراب. ترکه ميخواد يعني کلاس بذاره ميگه اسمه منم علي اصغره بچه ها صدام ميکنن عرق سگي

عشق گلي است كه اگر آن را به قصد تجزيه و تحليل پرپر كنيد، هرگز قادر نخواهيد بود كه آن را دوباره جمع كنيد

 

 مرد موجودي بيچاره!!!!: وقتي به دنيا مي ايد همه حال مامانش رو مي پرسن وقتي ازدواج مي كنه همه مي گن چه عروس خوشگلي وقتي ميميره همه ميگن بيچاره زنش

خواستم هديه اي برايت بفرستم گل گفت : مرا بفرست تا با عطرخود او را شاد سازم گفتم : اوخودش گل است خار گفت : مرابفرست تا به چشم دشمنانش فرو روم ، گفتم : او آنقدر مهربان است كه دشمن ندارد؛ بلبل گفت : مرا بفرست تا با آوازم او را شاد سازم، گفتم : نه او خوش صداست ناگهان صداي قلبم به گوشم رسيد؛ صداي تاپ تاپ قلبم بود كه مي گفت مرا بفرست تادوستش بدارم

يه بار يه فرشته ديدم و بهش گفتم تو چرا اينقدر ناز و خوشکلي ؟ گفت اوني که داره اين آف رو ميخونه ناز تره

اي کساني که با چراغ خاموش چت مي کنيد بهراسيد که خدا رسوايتان خواهد کرد....آيه 13 سوره ياهو

 يك روز يك تركي سرشو بدون انكه اب بزند شامپو ميزند
ازش ميپرسند چرا بدون اب سرتو شامپو مي زني ميگه روش
!! نوشته براي موهاي خوشك

هروقت تونستي برف روسياه كني... پر كلاغ رو سفيد كني.... آتش رو بوس كني... توي آب يه نفس عميق بكشي... اون موقعس كه من ميتونم فراموشت كنم

 دختره از پسره پرسيد من خوشگلم؟گفت نه .گفت دوستم داري؟گفت نوچ؟گفت اگه بميرم برام گريه ميکني؟ گفت اصلا؟دختره چشماش پر از اشک شد. هيچي نگفت:پسره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.تورودوست ندارم چون عاشقتم. اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم ميمرم

ازش پرسيدم چه قدر منو دوست داري؟ گفت: به اندازه جوهر خودکارم. گفتم: خيلي نامردي چون جوهر خودکارت يه روز تموم ميشه لبخند زد وگفت:خودکار من اصلا جوهر نداره


تعريف مادر زن: مادر زن اسلحه اي است انفرادي که با عيال حمل ميشود وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . اين اسلحه بدون عقب نشيني بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده وبرد موثر ان انتقال داماد به بيمارستان وبرد نهايي ان انتقال داماد به گورستان ميباشد...... من بي تقصيرم مامان

 


+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 19:51  توسط علیرضا  |